مهاجرت، تصمیم‌ها و تردیدها

همه ما مهاجرها تجربه روزهای آخر اقامتمان در ایران یادمان هست. روزهایی که مجبور بودیم تصمیمات بزرگی بگیریم. کارهای شگرفی بکنیم. از فروختن اساس زندگی بگیر تا تبدیل ارز و استعفا از کار و خلاصه دهها و دهها تصمیم بزرگ و کوچک دیگر. کمتر کسی در بین ما بوده که بارها به درستی [...]

انتقال آرشیو با اعمال شاقه

خوب اگه بلاگفا انتقال آرشیو رو به ورد پرس مسدود کرده فقط کمی کار ما مشکل تر شده. شروع کرده ام به انتقال پست به پست آرشیو وبلاگ از بلاگفا به وردپرس. فعلا کامل نشده و تا اولین و میشه گفت خاطره انگیزترین پستم در آمریکا رو منتقل کردم. به هر حال بعد از مدتی [...]

یک سال هست که…

یک سال قبل بار و بندیلم را بستم. نگاهی از بالای شانه ام به گذشته ام انداختم. نگاهی دیگر به افق پیش رویم. و … راهی شدم.
آنروز حس رفتن داشتم. حس بریدن. حس آزادی از هر چه رنگ تعلق داشت.
و حالا…
یک سال هست که از کشورم دورم
یک سال هست که اصلا حس غربت نمیکنم
یک سال [...]

نوشتن

نمیدونم چمه؟
نمیدونم اصلا این خوبه یا بد! بعضی وقتا به زور جلوی خودم رو میگیرم که بی خیال وبلاگ و وبلاگ بازی شو بشین سر درس و مشق. اینجور وقتها یک دنیا موضوع تو سرم گرگم به هوا بازی میکنن و “اول من اول من!” میکنن. اما حالا که نشستم و به زور میخوام بنویسم… [...]